das Bezirksgefängnis

Aussprache: /bəˈt͡sɪʁksɡəˌfɛŋnɪs/
Worttrennung: Be·zirks·ge·fäng·nis
اسم

زندان منطقه/شهرستان

Bedeutungen

1

زندانی که در یک منطقه یا شهرستان خاص واقع شده و معمولاً برای نگهداری زندانیان با جرایم کمتر یا برای مدت کوتاه استفاده می‌شود.

  • Der Dieb wurde zu einer Haftstrafe im Bezirksgefängnis verurteilt.سارق به تحمل حبس در زندان منطقه محکوم شد.
  • Das alte Bezirksgefängnis wird bald abgerissen.زندان قدیمی منطقه به زودی تخریب خواهد شد.
  • Sie arbeitete als Wärterin in einem kleinen Bezirksgefängnis.او به عنوان زندانبان در یک زندان کوچک منطقه‌ای کار می‌کرد.