die Bibermütze

Aussprache: /ˈbiːbɐˌmʏt͡sə/
Worttrennung: Bi·ber·müt·ze
اسم

کلاه پوست سگ آبی، کلاه خز سگ آبی

Bedeutungen

1

نوعی کلاه که در گذشته از پوست سگ آبی ساخته می‌شد و اغلب توسط مردان در هوای سرد استفاده می‌شد.

  • Der Jäger trug eine warme Bibermütze gegen die Kälte.شکارچی برای مقابله با سرما، کلاه پوست سگ آبی گرمی بر سر داشت.
  • Diese alte Bibermütze ist ein Erbstück.این کلاه پوست سگ آبی قدیمی یک یادگار خانوادگی است.
  • Im Museum sahen wir eine Sammlung historischer Bibermützen.در موزه مجموعه‌ای از کلاه‌های پوست سگ آبی تاریخی را دیدیم.