اسم
خمیدگی، پیچ (جاده)، صرف (دستور زبان)
جملات نمونه برای Biegung:
Er stand an der ''Biegung'' der Straße.
او در «پیچ» جاده ایستاده بود.
Der Fluss macht nach der Brücke eine ''Biegung.''
رودخانه بعد از پل یک «خمیدگی» دارد.
„Sie schauten zur ''Biegung'' des Creek hinüber, wo der Sund lag.“
«آنها به سمت «خمیدگی» نهر نگاه کردند، جایی که خلیج قرار داشت.»