die Bienenkönigin

Aussprache: /ˈbiːnənˌkøːnɪɡɪn/
Worttrennung: Bie·nen·kö·ni·gin
اسم

ملکه زنبور عسل

Bedeutungen

1

ماده بارور و اصلی در یک کلونی زنبور عسل که وظیفه اصلی آن تخم‌گذاری و حفظ بقای کندو است.

  • Die Bienenkönigin legt täglich bis zu 2000 Eier.ملکه زنبور عسل روزانه تا ۲۰۰۰ تخم می‌گذارد.
  • Ohne eine Bienenkönigin kann der Bienenstock nicht überleben.بدون یک ملکه زنبور عسل، کندو نمی‌تواند زنده بماند.
  • Der Imker identifizierte die Bienenkönigin anhand ihres größeren Hinterleibs.زنبوردار ملکه زنبور عسل را با توجه به شکم بزرگترش شناسایی کرد.