der Bienenwagen

Aussprache: /ˈbiːnənˌvaːɡn̩/
Wortzerlegung: Bie·nen·wa·gen
اسم

کاروان زنبورداری، کندوخانه متحرک

Beispiele

  • Seit sechs Jahren hat er seinen eigenen ''Bienenwagen'', und mittlerweile verstehen sie sich fast blind: beim Entnehmen der Waben, beim Aufbau neuer Völker, beim Behandeln mit Oxal- und Ameisensäure gegen die Varroamilbe und bei all den anderen Tätigkeiten, die zur Imkerei gehören.شش سال است که او کاروان زنبورداری خود را دارد و اکنون تقریباً کورکورانه با هم کار می‌کنند: هنگام برداشتن قاب‌ها، هنگام ایجاد کلنی‌های جدید، هنگام درمان با اسید اگزالیک و فرمیک علیه کنه واروآ و در تمام فعالیت‌های دیگری که به زنبورداری تعلق دارد.
  • An seinem ''Bienenwagen'' ständen übrigens Name und Adresse.ضمناً نام و آدرس او روی کاروان زنبورداری‌اش نوشته شده بود.
  • Mit einem ''Bienenwagen'' transportierte der Imker die Bienenvölker samt den wichtigsten Geräten in ein neues “Weidegebiet”.با یک کاروان زنبورداری، زنبوردار کلنی‌های زنبور و مهمترین تجهیزات را به یک “منطقه چرا” جدید منتقل می‌کرد.