der Bierhändler
فروشنده آبجو، ساقی
Bedeutungen
1
شخصی که شغلش خرید و فروش آبجو است، چه به صورت عمده و چه خردهفروشی.
- Der Bierhändler lieferte frisches Bier für das Stadtfest.فروشنده آبجو آبجوی تازه را برای جشن شهر تحویل داد.
- Als kleiner Junge half er seinem Vater, der ein erfolgreicher Bierhändler war.او در کودکی به پدرش که فروشنده آبجوی موفقی بود کمک میکرد.
- Die Kneipe bezog ihr Bier direkt von einem lokalen Bierhändler.میخانه آبجوی خود را مستقیماً از یک فروشنده آبجوی محلی تهیه میکرد.