die Bierstube
آبجوفروشی، میخانه سنتی
Beispiele
- Ich gehe zuweilen gerne in die ''Bierstube.من گاهی اوقات با میل به آبجوفروشی میروم.
- Als ich in die kleine ''Bierstube'' eintrat, wo die Funktionärsversammlung stattfand, waren die achtundzwanzig Jahre wie weggewischt.وقتی وارد آبجوفروشی کوچکی شدم که در آن نشست مقامات برگزار میشد، بیست و هشت سال گذشته انگار دود شده بود.