die Bikinilinie

Aussprache: /biˈkiːniˌliːni̯ə/
Worttrennung: Bi·ki·ni·li·nie
اسم

خط بیکینی

Bedeutungen

1

خطی که در اثر پوشیدن لباس شنای بیکینی نمایان می‌شود و معمولاً به ناحیه زیر خط مایو اشاره دارد.

  • Nach dem Urlaub muss ich meine Bikinilinie nachrasieren.بعد از تعطیلات باید خط بیکینی‌ام را دوباره اصلاح کنم.
  • Die Sonne hat meine Bikinilinie gebräunt.خورشید خط بیکینی مرا برنزه کرده است.
  • Bei der Enthaarung der Bikinilinie ist Vorsicht geboten.هنگام اپیلاسیون خط بیکینی باید احتیاط کرد.