der Bilderladen

Aussprache: /ˈbɪldɐˌlaːdn̩/
Worttrennung: Bil·der·la·den
اسم

مغازه عکس، مغازه تابلو

Bedeutungen

1

مکانی که در آن تابلوها، عکس‌ها، نقاشی‌ها یا آثار هنری دیگر برای فروش عرضه می‌شوند.

  • Wir haben einen schönen Bilderladen in der Altstadt entdeckt.ما یک مغازه تابلو فروشی زیبا در شهر قدیمی پیدا کردیم.
  • Der Künstler verkauft seine Werke direkt in seinem eigenen Bilderladen.این هنرمند آثار خود را مستقیماً در مغازه تابلو فروشی خودش می‌فروشد.
  • Im Bilderladen gab es eine große Auswahl an gerahmten Fotografien.در مغازه عکس، انتخاب بزرگی از عکس‌های قاب شده وجود داشت.