der Bilderladen
مغازه عکس، مغازه تابلو
Bedeutungen
1
مکانی که در آن تابلوها، عکسها، نقاشیها یا آثار هنری دیگر برای فروش عرضه میشوند.
- Wir haben einen schönen Bilderladen in der Altstadt entdeckt.ما یک مغازه تابلو فروشی زیبا در شهر قدیمی پیدا کردیم.
- Der Künstler verkauft seine Werke direkt in seinem eigenen Bilderladen.این هنرمند آثار خود را مستقیماً در مغازه تابلو فروشی خودش میفروشد.
- Im Bilderladen gab es eine große Auswahl an gerahmten Fotografien.در مغازه عکس، انتخاب بزرگی از عکسهای قاب شده وجود داشت.