der Bildungsdünkel

Aussprache: /ˈbɪldʊŋsˌdʏŋkl̩/
Worttrennung: Bil·dungs·dün·kel
اسم

تکبرِ ناشی از تحصیلات، فضل‌فروشی

Bedeutungen

1

رفتار یا نگرش متکبرانه و خودپسندانه ناشی از داشتن تحصیلات یا دانش بیشتر نسبت به دیگران؛ فضل‌فروشی.

  • Sein ständiger Bildungsdünkel machte ihn bei seinen Kollegen unbeliebt.تکبرِ ناشی از تحصیلاتِ همیشگی‌اش او را نزد همکارانش نامحبوب کرده بود.
  • Sie verabscheut jeden Anflug von Bildungsdünkel.او از هرگونه نشانه فضل‌فروشی بیزار است.
  • Der Professor wurde oft für seinen Bildungsdünkel kritisiert.استاد اغلب به خاطر تکبرِ ناشی از تحصیلاتش مورد انتقاد قرار می‌گرفت.