die Bildungspolitikerin

Aussprache: /ˈbɪldʊŋspoˌliːtɪkərɪn/
Worttrennung: Bil·dungs·po·li·ti·ke·rin
اسم

سیاستمدار زن در حوزه آموزش

Bedeutungen

1

یک زن که در سیاست و تصمیم‌گیری‌های مربوط به نظام آموزشی و پرورشی فعالیت می‌کند.

  • Die Bildungspolitikerin stellte ihre Pläne für die Schulreform vor.سیاستمدار زن در حوزه آموزش، برنامه‌های خود را برای اصلاحات مدرسه ارائه کرد.
  • Als erfahrene Bildungspolitikerin setzte sie sich für bessere Bildungschancen ein.او به عنوان یک سیاستمدار زن باتجربه در حوزه آموزش، برای فرصت‌های بهتر آموزشی تلاش کرد.
  • Die neue Bildungspolitikerin möchte mehr Geld für Kindergärten beantragen.سیاستمدار زن جدید در حوزه آموزش می‌خواهد بودجه بیشتری برای مهدکودک‌ها درخواست کند.