die Bildungspolitikerin
سیاستمدار زن در حوزه آموزش
Bedeutungen
1
یک زن که در سیاست و تصمیمگیریهای مربوط به نظام آموزشی و پرورشی فعالیت میکند.
- Die Bildungspolitikerin stellte ihre Pläne für die Schulreform vor.سیاستمدار زن در حوزه آموزش، برنامههای خود را برای اصلاحات مدرسه ارائه کرد.
- Als erfahrene Bildungspolitikerin setzte sie sich für bessere Bildungschancen ein.او به عنوان یک سیاستمدار زن باتجربه در حوزه آموزش، برای فرصتهای بهتر آموزشی تلاش کرد.
- Die neue Bildungspolitikerin möchte mehr Geld für Kindergärten beantragen.سیاستمدار زن جدید در حوزه آموزش میخواهد بودجه بیشتری برای مهدکودکها درخواست کند.