اسم
ته آبانبار کشتی، کف کشتی
جملات نمونه برای Bilge:
Schwitz-, Spritz- und Abwasser sammeln sich in der ''Bilge.''
آبهای تراوشکرده، پاشیده شده و فاضلاب در ته کشتی جمع میشوند.
In der ''Bilge'' sammeln sich Wasser- und Ölreste, das sogenannte Bilgenwasser.
در ته کشتی بقایای آب و روغن که به آن آب ته کشتی میگویند جمع میشود.
„Durch das Turmluk, das Sprachrohr und auch den Dieselluftmast war ins Boot tonnenweise Wasser eingedrungen, das nun bedrohlich in der ''Bilge'' unter unseren Füßen schwappte.“
«از طریق دریچه برج، لوله صدا و همچنین دکل هوای دیزل، مقادیر زیادی آب به درون قایق نفوذ کرده بود که اکنون به طور خطرناکی در کف کشتی زیر پای ما موج میزد.»