das Binnenland

Aussprache: /ˈbɪnənˌlant/
Worttrennung: Bin·nen·land
اسم

خشکی، سرزمین داخلی، مناطق دور از ساحل

Bedeutungen

1

سرزمین یا منطقه‌ای که در داخل یک کشور قرار دارد و به دریا یا اقیانوس دسترسی ندارد؛ مناطق دور از سواحل.

  • Die meisten großen Städte liegen nicht direkt an der Küste, sondern im Binnenland.بیشتر شهرهای بزرگ مستقیماً در ساحل قرار ندارند، بلکه در سرزمین داخلی هستند.
  • Das Binnenland ist bekannt für seine landwirtschaftlichen Erzeugnisse.سرزمین داخلی به خاطر محصولات کشاورزی‌اش شناخته شده است.
  • Die Infrastruktur im Binnenland ist oft weniger gut ausgebaut als an der Küste.زیرساخت‌ها در مناطق داخلی اغلب به اندازه مناطق ساحلی توسعه یافته نیستند.