das Birkengrün

Aussprache: /ˈbɪʁkŋ̩ɡʁyːn/
Worttrennung: Bir·ken·grün
اسم

شاخه بریده درخت توس با برگ‌های تازه، شاخ و برگ توس

Bedeutungen

1

شاخه‌ها و برگ‌های تازه درخت توس که بریده شده و اغلب برای تزئین یا در مراسم استفاده می‌شود.

  • Der Tisch war mit frischem Birkengrün geschmückt.میز با شاخ و برگ تازه درخت توس تزئین شده بود.
  • Sie brachte einen Strauß Birkengrün vom Wald mit.او دسته‌ای شاخ و برگ درخت توس را از جنگل آورد.
  • Das Birkengrün duftete herrlich nach Frühling.شاخ و برگ درخت توس به طرز دل‌انگیزی بوی بهار می‌داد.