der Biwakplatz
محل اردو زدن موقت، محل بیتوته
Bedeutungen
1
مکانی که برای گذراندن شب در طبیعت، معمولاً در طول سفرهای کوهنوردی یا پیادهروی، به طور موقت انتخاب میشود.
- Wir suchten einen geeigneten Biwakplatz in der Nähe des Sees.ما به دنبال یک محل مناسب برای بیتوته در نزدیکی دریاچه بودیم.
- Der Biwakplatz war klein, aber gut geschützt vor dem Wind.محل بیتوته کوچک بود، اما به خوبی در برابر باد محافظت میشد.
- In dieser Region sind nur wenige offizielle Biwakplätze ausgewiesen.در این منطقه تنها چند محل رسمی برای بیتوته مشخص شده است.