das Bläschen
تاولهای کوچک، حبابهای کوچک
Bedeutungen
1
به تاولهای کوچک پر از مایع روی پوست یا به حبابهای کوچک هوا یا گاز در مایعات یا جامدات اشاره دارد.
- Nach dem Sonnenbrand bildeten sich kleine Bläschen auf seiner Haut.پس از آفتاب سوختگی، تاولهای کوچکی روی پوستش ایجاد شد.
- Das kochende Wasser war voller aufsteigender Bläschen.آب در حال جوش پر از حبابهای در حال صعود بود.
- Die Seifenlauge bildete viele schillernde Bläschen.محلول صابون حبابهای براق زیادی ایجاد کرد.