der Blätterwald

Aussprache: /ˈblɛtɐvalt/
Worttrennung: Blät·ter·wald
اسم

انبوه نشریات، جنگل روزنامه‌ها

Bedeutungen

1

اصطلاحی که به حجم زیاد و گاهی گیج‌کننده روزنامه‌ها، مجلات و سایر نشریات اشاره دارد.

  • Nach der Wahl versank die Politik in einem Blätterwald.پس از انتخابات، سیاست در انبوه نشریات غرق شد.
  • Der Journalist musste sich durch den Blätterwald kämpfen, um die Wahrheit zu finden.روزنامه‌نگار مجبور بود برای یافتن حقیقت، در میان انبوه نشریات جستجو کند.
  • Die ständige Berichterstattung schuf einen wahren Blätterwald.گزارشگری مداوم، جنگلی واقعی از روزنامه‌ها را ایجاد کرد.