der Blätterwald
انبوه نشریات، جنگل روزنامهها
Bedeutungen
1
اصطلاحی که به حجم زیاد و گاهی گیجکننده روزنامهها، مجلات و سایر نشریات اشاره دارد.
- Nach der Wahl versank die Politik in einem Blätterwald.پس از انتخابات، سیاست در انبوه نشریات غرق شد.
- Der Journalist musste sich durch den Blätterwald kämpfen, um die Wahrheit zu finden.روزنامهنگار مجبور بود برای یافتن حقیقت، در میان انبوه نشریات جستجو کند.
- Die ständige Berichterstattung schuf einen wahren Blätterwald.گزارشگری مداوم، جنگلی واقعی از روزنامهها را ایجاد کرد.