die Bläue

Aussprache: /ˈblɔɪ̯ə/
Worttrennung: Bläue
اسم

رنگ آبی، کبودی؛ (جنگلداری) آبی شدن چوب (بر اثر قارچ)

Bedeutungen

1

رنگ آبی، به ویژه سایه‌های تیره یا مایل به خاکستری آن.

  • Der Maler verwendete verschiedene Schattierungen von Bläue für den Himmel.نقاش از سایه‌های مختلف آبی برای آسمان استفاده کرد.
  • Nach dem Sturz hatte er eine deutliche Bläue am Knie.پس از سقوط، او کبودی مشخصی روی زانویش داشت.
  • Die Bläue des Meeres war faszinierend.آبی دریا مسحورکننده بود.
2

در جنگلداری، تغییر رنگ چوب به سمت آبی یا خاکستری به دلیل رشد قارچ‌های خاص، که معمولاً نشان‌دهنده شروع پوسیدگی است.

  • Die Bläue im Holz reduziert seinen Wert für die Möbelherstellung.آبی شدن چوب ارزش آن را برای ساخت مبلمان کاهش می‌دهد.
  • Schnelles Trocknen des Holzes verhindert die Bläue.خشک کردن سریع چوب از آبی شدن آن جلوگیری می‌کند.
  • Forstarbeiter achten auf Anzeichen von Bläue im frisch geschlagenen Holz.جنگل‌بانان به دنبال علائم آبی شدن در چوب تازه بریده شده هستند.