die Blödelei

Aussprache: /bløːdəˈlaɪ̯/
Worttrennung: Blö·de·lei
اسم

حرف مفت، مزخرف‌گویی، شوخی بی‌معنی

Bedeutungen

1

گفتن حرف‌های بی‌معنی، شوخی‌های بی‌مورد یا رفتار احمقانه و سبک‌سرانه.

  • Hör auf mit deiner Blödelei und konzentriere dich auf die Arbeit!دست از این حرف‌های مفت بردار و روی کار تمرکز کن!
  • Die Blödelei der Kinder störte die Konzentration der Erwachsenen.مزخرف‌گویی بچه‌ها تمرکز بزرگسالان را مختل کرد.
  • Nach der anstrengenden Prüfung war etwas Blödelei erlaubt.پس از امتحان سخت، کمی شوخی بی‌معنی مجاز بود.