der Blödmann

Aussprache: /ˈbløːtman/
Worttrennung: Blöd·mann
اسم

احمق، آدم نفهم، کله‌خر

Bedeutungen

1

شخصی که به دلیل حماقت، نادانی یا رفتار غیرمنطقی‌اش مورد تمسخر یا سرزنش قرار می‌گیرد؛ یک توهین عامیانه.

  • Was für ein Blödmann, er hat schon wieder den Schlüssel vergessen!چه احمقی! او دوباره کلید را فراموش کرده است!
  • Lass dich von so einem Blödmann nicht provozieren.اجازه نده چنین آدم نفهمی تو را تحریک کند.
  • Er benahm sich wie ein Blödmann und störte die ganze Veranstaltung.او مانند یک کله‌خر رفتار کرد و کل مراسم را به هم زد.