die Blankovollmacht

Aussprache: /ˈblaŋkoˌfɔlmaxt/
Worttrennung: Blan·ko·voll·macht
اسم

اختیار تام، سفید امضا

Bedeutungen

1

اختیارنامه‌ای که امضا شده اما جزئیات آن (مانند نام گیرنده یا مبلغ) خالی گذاشته شده است تا توسط فرد مجاز پر شود.

  • Die Bank stellte ihm eine Blankovollmacht aus.بانک یک اختیار تام (سفید امضا) برای او صادر کرد.
  • Mit dieser Blankovollmacht kann er über das Konto verfügen.با این اختیار تام او می‌تواند حساب را مدیریت کند.
  • Eine Blankovollmacht birgt Risiken, wenn sie missbraucht wird.اختیار تام (سفید امضا) در صورت سوء استفاده خطراتی دارد.