der Blattschuss

Aussprache: /ˈblatˌʃʊs/
Worttrennung: Blatt·schuss
اسم

شلیک مرگبار (به ناحیه کتف حیوان)، تیر خلاص، (مجازی) ضربه کاری/موفقیت کامل

Bedeutungen

1

در شکار، شلیکی دقیق به ناحیه کتف یا پشت حیوان که باعث مرگ فوری و انسانی آن می‌شود.

  • Der Jäger setzte einen Blattschuss und erlegte das Wild sofort.شکارچی شلیک مرگباری (به کتف) انجام داد و بلافاصله حیوان را شکار کرد.
  • Ein Blattschuss erfordert viel Übung und Präzision.شلیک مرگبار (به کتف) نیاز به تمرین و دقت زیادی دارد.
  • Nur ein Blattschuss garantiert ein schnelles Ende für das Tier.تنها شلیک مرگبار (به کتف) پایانی سریع را برای حیوان تضمین می‌کند.
2

به صورت مجازی، یک اقدام یا ضربه قاطع و موفقیت‌آمیز که به سرعت به نتیجه دلخواه منجر می‌شود؛ پایان‌دهنده یا تعیین‌کننده.

  • Mit diesem Tor war es der Blattschuss für den Sieg der Mannschaft.با این گل، این ضربه کاری برای پیروزی تیم بود.
  • Die Präsentation war ein voller Erfolg, sozusagen der Blattschuss für das neue Projekt.این ارائه یک موفقیت کامل بود، به نوعی ضربه کاری برای پروژه جدید.
  • Seine letzte Aktion war der Blattschuss, der die Verhandlungen beendete.اقدام نهایی او ضربه کاری بود که مذاکرات را پایان داد.