der Blattschuss
شلیک مرگبار (به ناحیه کتف حیوان)، تیر خلاص، (مجازی) ضربه کاری/موفقیت کامل
Bedeutungen
1
در شکار، شلیکی دقیق به ناحیه کتف یا پشت حیوان که باعث مرگ فوری و انسانی آن میشود.
- Der Jäger setzte einen Blattschuss und erlegte das Wild sofort.شکارچی شلیک مرگباری (به کتف) انجام داد و بلافاصله حیوان را شکار کرد.
- Ein Blattschuss erfordert viel Übung und Präzision.شلیک مرگبار (به کتف) نیاز به تمرین و دقت زیادی دارد.
- Nur ein Blattschuss garantiert ein schnelles Ende für das Tier.تنها شلیک مرگبار (به کتف) پایانی سریع را برای حیوان تضمین میکند.
2
به صورت مجازی، یک اقدام یا ضربه قاطع و موفقیتآمیز که به سرعت به نتیجه دلخواه منجر میشود؛ پایاندهنده یا تعیینکننده.
- Mit diesem Tor war es der Blattschuss für den Sieg der Mannschaft.با این گل، این ضربه کاری برای پیروزی تیم بود.
- Die Präsentation war ein voller Erfolg, sozusagen der Blattschuss für das neue Projekt.این ارائه یک موفقیت کامل بود، به نوعی ضربه کاری برای پروژه جدید.
- Seine letzte Aktion war der Blattschuss, der die Verhandlungen beendete.اقدام نهایی او ضربه کاری بود که مذاکرات را پایان داد.