der Blattschuss
شلیک مرگبار (به ناحیه کتف حیوان)، تیر خلاص، (مجازی) ضربه کاری/موفقیت کامل
Beispiele
- Er hat den Hirsch mit einem gezielten ''Blattschuss'' erlegt.او گوزن را با یک شلیک دقیق به کتف از پا درآورد.
شلیک مرگبار (به ناحیه کتف حیوان)، تیر خلاص، (مجازی) ضربه کاری/موفقیت کامل