die Blaufärbung

Aussprache: /ˈblaʊ̯ˌfɛʁbʊŋ/
Worttrennung: Blau·fär·bung
اسم

رنگ‌آمیزی آبی، آبی‌شدگی، تغییر رنگ به آبی

Bedeutungen

1

فرایند یا نتیجه رنگ کردن چیزی به رنگ آبی، یا تغییر رنگ چیزی به آبی.

  • Die Blaufärbung des Stoffes war sehr intensiv.رنگ‌آمیزی آبی پارچه بسیار شدید بود.
  • Durch die chemische Reaktion kam es zu einer unerwarteten Blaufärbung.به دلیل واکنش شیمیایی، رنگ‌آمیزی آبی غیرمنتظره‌ای رخ داد.
  • Die Blaufärbung der Haut kann auf Sauerstoffmangel hindeuten.آبی شدن پوست می‌تواند نشان‌دهنده کمبود اکسیژن باشد.