der Bleckzahn

Aussprache: /ˈblɛkt͡saːn/
Worttrennung: Bleck·zahn
اسم

دندان نیش‌زده، دندان بیرون‌زده

Bedeutungen

1

دندانی (معمولاً دندان نیش) که به طور نامنظم و بیرون‌زده از ردیف دندان‌ها قرار گرفته است.

  • Der Bleckzahn machte sein Lächeln etwas schief.دندان نیش بیرون‌زده لبخند او را کمی کج نشان می‌داد.
  • Manche Kinder haben einen kleinen Bleckzahn, der später korrigiert wird.بعضی از بچه‌ها یک دندان نیش بیرون‌زده کوچک دارند که بعداً اصلاح می‌شود.
  • Der Bleckzahn störte sie beim Sprechen.دندان نیش بیرون‌زده در صحبت کردن او اختلال ایجاد می‌کرد.