der Blindgänger

Aussprache: /ˈblɪntˌɡɛŋɐ/
Worttrennung: Blind·gän·ger
اسم

بمب عمل‌نکرده، آدم بی‌عرضه (عامیانه)

Bedeutungen

1

یک بمب یا مهمات منفجر نشده که هنوز خطرناک است.

  • Bei den Bauarbeiten wurde ein Blindgänger aus dem Krieg gefunden.در عملیات ساختمانی، یک بمب عمل‌نکرده از جنگ پیدا شد.
  • Der Bereich wurde evakuiert, bis der Blindgänger entschärft war.منطقه تخلیه شد تا بمب عمل‌نکرده خنثی شد.
  • Es ist gefährlich, einen Blindgänger zu berühren.لمس کردن یک بمب عمل‌نکرده خطرناک است.
2

به صورت عامیانه، به فردی بی‌عرضه، نالایق یا کسی که کاری را به درستی انجام نمی‌دهد، گفته می‌شود.

  • Er ist ein totaler Blindgänger im Job.او در کارش کاملاً بی‌عرضه است.
  • Lass dich von solchen Blindgängern nicht entmutigen.اجازه نده چنین آدم‌های بی‌عرضه‌ای تو را دلسرد کنند.
  • Der neue Mitarbeiter war leider ein Blindgänger und musste bald gehen.متأسفانه کارمند جدید بی‌عرضه بود و خیلی زود مجبور به رفتن شد.