das Blindtal
دره کور / بنبست
Bedeutungen
1
درهای که به هیچ راه خروجی دیگری منتهی نمیشود و بنبست است؛ یا به صورت مجازی، موقعیتی که هیچ راه پیشرفتی ندارد.
- Die Wanderer erreichten ein Blindtal und mussten umkehren.کوهنوردان به یک دره بنبست رسیدند و مجبور به بازگشت شدند.
- Die Sackgasse führte in ein Blindtal ohne weitere Wege.خیابان بنبست به درهای کور بدون هیچ راه دیگری منتهی میشد.
- Die Verhandlungen steckten in einem Blindtal fest.مذاکرات در یک بنبست گیر کرده بود.