das Blindtal

Aussprache: /ˈblɪnttaːl/
Worttrennung: Blind·tal
اسم

دره کور / بن‌بست

Bedeutungen

1

دره‌ای که به هیچ راه خروجی دیگری منتهی نمی‌شود و بن‌بست است؛ یا به صورت مجازی، موقعیتی که هیچ راه پیشرفتی ندارد.

  • Die Wanderer erreichten ein Blindtal und mussten umkehren.کوهنوردان به یک دره بن‌بست رسیدند و مجبور به بازگشت شدند.
  • Die Sackgasse führte in ein Blindtal ohne weitere Wege.خیابان بن‌بست به دره‌ای کور بدون هیچ راه دیگری منتهی می‌شد.
  • Die Verhandlungen steckten in einem Blindtal fest.مذاکرات در یک بن‌بست گیر کرده بود.