اسم
بلینی (نوعی پنکیک یا کرپ نازک روسی)
جملات نمونه برای Blini:
Zum Mittagessen reichte er selbstgemachte ''Blini.''
او برای ناهار بلینیهای خانگی سرو کرد.
„Und es wurde fürchterlich gegessen und fürchterlich getrunken, aber nach den fetten ''Blini'' behielt Thomas diesmal einen klaren Kopf.“
«و به طرز وحشتناکی خورده شد و به طرز وحشتناکی نوشیده شد، اما این بار توماس بعد از بلینیهای چرب هوشیار ماند.»