das Blitzgerät

Aussprache: /ˈblɪtsɡəˌrɛːt/
Worttrennung: Blitz·ge·rät
اسم

فلاش دوربین، دستگاه ثبت سرعت (دوربین کنترل سرعت)

Bedeutungen

1

دستگاهی که نور شدیدی را برای عکاسی در شرایط کم نور ایجاد می‌کند؛ همچنین می‌تواند به دستگاه دوربین کنترل سرعت پلیس راهنمایی و رانندگی اشاره داشته باشد.

  • Das Blitzgerät der Kamera sorgte für eine gut belichtete Aufnahme.فلاش دوربین، عکسی با نوردهی مناسب را تضمین کرد.
  • Der Fotograf aktivierte das Blitzgerät, um das Motiv besser auszuleuchten.عکاس برای روشن کردن بهتر سوژه، فلاش دوربین را فعال کرد.
  • Achtung, dort steht ein Blitzgerät der Polizei zur Geschwindigkeitsmessung.احتیاط، آنجا یک دستگاه ثبت سرعت پلیس برای اندازه‌گیری سرعت وجود دارد.