die Bloody Mary

Aussprache: /ˈbluːdi ˈmɛri/
Worttrennung: Bloo·dy ·Ma·ry
اسم

بلادی مری (نوعی کوکتل)

Bedeutungen

1

یک کوکتل محبوب که معمولاً از ودکا، آب گوجه‌فرنگی و ادویه‌جات مختلف تهیه می‌شود.

  • Zum Brunch bestellte sie einen Bloody Mary.او برای برانچ یک بلادی مری سفارش داد.
  • Der Barkeeper mischte einen perfekten Bloody Mary.متصدی بار یک بلادی مری عالی درست کرد.
  • Ein scharfer Bloody Mary ist mein Lieblingscocktail.یک بلادی مری تند، کوکتل مورد علاقه من است.