die Bloody Mary
بلادی مری (نوعی کوکتل)
Bedeutungen
1
یک کوکتل محبوب که معمولاً از ودکا، آب گوجهفرنگی و ادویهجات مختلف تهیه میشود.
- Zum Brunch bestellte sie einen Bloody Mary.او برای برانچ یک بلادی مری سفارش داد.
- Der Barkeeper mischte einen perfekten Bloody Mary.متصدی بار یک بلادی مری عالی درست کرد.
- Ein scharfer Bloody Mary ist mein Lieblingscocktail.یک بلادی مری تند، کوکتل مورد علاقه من است.