der Blumenverkäufer
گلفروش (مرد)
Bedeutungen
1
مردی که شغلش فروش گل است، چه در مغازه گلفروشی و چه در بازار یا به صورت سیار.
- Der Blumenverkäufer auf dem Markt hat jeden Morgen frische Rosen.گلفروش سر بازار هر روز صبح گل رز تازه دارد.
- Ich habe einen schönen Strauß bei diesem Blumenverkäufer gekauft.من یک دسته گل زیبا از این گلفروش خریدم.
- Der junge Blumenverkäufer beriet die Kundin freundlich.گلفروش جوان با خوشرویی به مشتری مشاوره داد.