das Blutbad
خونریزی شدید، کشتار، فاجعه خونین
Bedeutungen
1
یک رویداد خشونتآمیز که منجر به مرگ و جراحت تعداد زیادی از افراد و ریختن خون فراوان میشود؛ کشتار جمعی.
- Der Film zeigte ein schreckliches Blutbad, das die Zuschauer schockierte.فیلم یک صحنه خونین وحشتناک را نشان داد که تماشاگران را شوکه کرد.
- Nach der Schlacht wurde die Gegend zu einem Ort des Blutbades.پس از نبرد، منطقه به مکانی برای کشتار تبدیل شد.
- Historiker untersuchen die Ursachen dieses tragischen Blutbades.مورخان دلایل این کشتار غمانگیز را بررسی میکنند.
2
به صورت مجازی یا استعاری، یک موقعیت بسیار ناگوار، فاجعهبار یا شکست سنگین.
- Die Börsennotierungen erlebten ein regelrechtes Blutbad nach der Ankündigung.پس از اعلام خبر، قیمت سهام در بورس دچار یک افت شدید شد.
- Das Fußballspiel endete in einem Blutbad für die Heimmannschaft.بازی فوتبال برای تیم میزبان به یک شکست مفتضحانه انجامید.
- Ohne eine klare Strategie droht dem Projekt ein finanzielles Blutbad.بدون یک استراتژی روشن، پروژه با یک فاجعه مالی روبرو خواهد شد.