das Blutbad

Aussprache: /ˈbluːtˌbaːt/
Worttrennung: Blut·bad
اسم

خونریزی شدید، کشتار، فاجعه خونین

Bedeutungen

1

یک رویداد خشونت‌آمیز که منجر به مرگ و جراحت تعداد زیادی از افراد و ریختن خون فراوان می‌شود؛ کشتار جمعی.

  • Der Film zeigte ein schreckliches Blutbad, das die Zuschauer schockierte.فیلم یک صحنه خونین وحشتناک را نشان داد که تماشاگران را شوکه کرد.
  • Nach der Schlacht wurde die Gegend zu einem Ort des Blutbades.پس از نبرد، منطقه به مکانی برای کشتار تبدیل شد.
  • Historiker untersuchen die Ursachen dieses tragischen Blutbades.مورخان دلایل این کشتار غم‌انگیز را بررسی می‌کنند.
2

به صورت مجازی یا استعاری، یک موقعیت بسیار ناگوار، فاجعه‌بار یا شکست سنگین.

  • Die Börsennotierungen erlebten ein regelrechtes Blutbad nach der Ankündigung.پس از اعلام خبر، قیمت سهام در بورس دچار یک افت شدید شد.
  • Das Fußballspiel endete in einem Blutbad für die Heimmannschaft.بازی فوتبال برای تیم میزبان به یک شکست مفتضحانه انجامید.
  • Ohne eine klare Strategie droht dem Projekt ein finanzielles Blutbad.بدون یک استراتژی روشن، پروژه با یک فاجعه مالی روبرو خواهد شد.