die Blutpfütze

Aussprache: /ˈbluːtˌpfytsə/
Worttrennung: Blut·pfüt·ze
اسم

لکه خون

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از خون که روی سطحی جمع شده و شکلی شبیه به گودال یا لکه ایجاد کرده است.

  • Die Polizei fand eine kleine Blutpfütze am Tatort.پلیس لکه خون کوچکی را در صحنه جرم پیدا کرد.
  • Nach dem Sturz war eine Blutpfütze auf dem Boden.پس از سقوط، لکه خونی روی زمین بود.
  • Er versuchte, die Blutpfütze mit einem Tuch zu entfernen.او سعی کرد لکه خون را با پارچه پاک کند.