der Blutrückstand

Aussprache: /ˈbluːtˌʁyːkʃtant/
Worttrennung: Blut·rück·stand
اسم

باقیمانده خون

Bedeutungen

1

مقدار کمی خون که پس از یک عمل جراحی، خونریزی یا در محل حادثه باقی می‌ماند.

  • Der Arzt untersuchte den Blutrückstand im Labor.پزشک باقیمانده خون را در آزمایشگاه بررسی کرد.
  • Nach der Operation gab es einen geringen Blutrückstand, der schnell behandelt wurde.پس از عمل جراحی، مقدار کمی باقیمانده خون وجود داشت که به سرعت درمان شد.
  • Die forensischen Ermittler analysierten den Blutrückstand am Tatort.محققان پزشکی قانونی باقیمانده خون را در صحنه جرم تجزیه و تحلیل کردند.