die Blutrünstigkeit
خونریزی، درندگی
Bedeutungen
1
تمایل یا لذت بردن از خشونت، خونریزی و آسیب رساندن به دیگران؛ درندگی.
- Die Blutrünstigkeit des Tyrannen war gefürchtet.درندگی ظالم مورد وحشت بود.
- Manche Filme zeigen eine erschreckende Blutrünstigkeit.برخی فیلمها درندگی وحشتناکی را نشان میدهند.
- Seine Augen verrieten eine tiefe Blutrünstigkeit.چشمانش درندگی عمیقی را آشکار میکرد.