der Blutschwall
سیل خون، فوران خون، حجم زیادی از خون که ناگهان جاری میشود
Bedeutungen
1
جریان ناگهانی و شدید مقدار زیادی خون، که معمولاً در اثر جراحت شدید یا خونریزی داخلی رخ میدهد.
- Nach dem schweren Unfall trat ein heftiger Blutschwall aus der Wunde aus.پس از تصادف شدید، سیل خون شدیدی از زخم خارج شد.
- Der Chirurg versuchte, den Blutschwall zu stoppen, aber die Blutung war zu stark.جراح سعی کرد فوران خون را متوقف کند، اما خونریزی بیش از حد بود.
- Der Anblick des Blutschwalls war für die Ersthelfer erschreckend.منظره سیل خون برای امدادگران اولیه وحشتناک بود.