der Blutschwall

Aussprache: /ˈbluːtˌʃval/
Worttrennung: Blut·schwall
اسم

سیل خون، فوران خون، حجم زیادی از خون که ناگهان جاری می‌شود

Bedeutungen

1

جریان ناگهانی و شدید مقدار زیادی خون، که معمولاً در اثر جراحت شدید یا خونریزی داخلی رخ می‌دهد.

  • Nach dem schweren Unfall trat ein heftiger Blutschwall aus der Wunde aus.پس از تصادف شدید، سیل خون شدیدی از زخم خارج شد.
  • Der Chirurg versuchte, den Blutschwall zu stoppen, aber die Blutung war zu stark.جراح سعی کرد فوران خون را متوقف کند، اما خونریزی بیش از حد بود.
  • Der Anblick des Blutschwalls war für die Ersthelfer erschreckend.منظره سیل خون برای امدادگران اولیه وحشتناک بود.