das Blutvergießen
خونریزی، خون و خونریزی
Bedeutungen
1
عمل ریختن خون، به ویژه در نتیجه خشونت، جنگ یا درگیری.
- Der Krieg führte zu massivem Blutvergießen auf beiden Seiten.جنگ منجر به خونریزی گسترده از هر دو طرف شد.
- Die Politiker bemühten sich, weiteres Blutvergießen zu verhindern.سیاستمداران تلاش کردند تا از خونریزی بیشتر جلوگیری کنند.
- Das historische Ereignis war von viel Blutvergießen begleitet.آن رویداد تاریخی با خونریزی زیادی همراه بود.