اسم
کل، بز نر، خرک (ابزار)، میل و اشتیاق (عامیانه)
جملات نمونه برای Bock:
Den ''Bock'' kann man nicht melken.
بز نر را نمیتوان دوشید.
In diesem Haus ist der ''Bock'' drin.
در این خانه یک جای کار عیب دارد (بز در خانه است).
Zum Sägen legt man das Holzscheit auf einen ''Bock''.
برای اره کردن، کنده چوب را روی یک خرک میگذارند.