die Bodennähe

Aussprache: /ˈboːdn̩ˌnɛːə/
Worttrennung: Bo·den·nä·he
اسم

نزدیکی به زمین، ارتفاع کم از سطح زمین

Bedeutungen

1

فاصله کم یک جسم (مانند هواپیما، پرنده یا موشک) از سطح زمین در حین پرواز.

  • Das Flugzeug flog in geringer Bodennähe.هواپیما در ارتفاع کمی از سطح زمین پرواز می‌کرد.
  • Die Bodennähe erschwerte die Sicht für den Piloten.نزدیکی به زمین دید خلبان را دشوار می‌کرد.
  • Der Jäger flog in extremer Bodennähe, um nicht entdeckt zu werden.جنگنده در ارتفاع بسیار کمی از سطح زمین پرواز کرد تا شناسایی نشود.