der Bogengang
راهرو قوسی شکل، راهرو طاقدار، دهلیز
Beispiele
- Ich springe heftig zurück, schreie um Hilfe, ziehe meinen Degen und stoße ihn dem ersten durch den Leib; dann springe ich über die kleine Mauer, die den ''Bogengang'' zur Straße hin abgrenzt, ins Freie.با شدت به عقب میپرم، فریاد کمک سر میدهم، شمشیرم را بیرون میکشم و آن را در بدن نفر اول فرو میکنم؛ سپس از دیوار کوچکی که راهرو قوسی شکل را به خیابان محدود میکند، به بیرون میپرم.