اسم
توده گرد، گلوله، غده; فضولات گرد (حیوانات)
جملات نمونه برای Bollen:
Heinz knüllte seine T-Shirts immer zu ''Bollen'' und stopfte sie so in eine Schublade.
هاینتس همیشه تیشرتهایش را به صورت گلوله درمیآورد و اینگونه در کشو میگذاشت.
Was sind das für komische ''Bollen'' an diesem Baumstamm?
این تودههای عجیب روی این تنه درخت چیستند؟
Vorsicht, tritt nicht in die ''Bollen'' der Ponys!
مواظب باش، روی فضولات گرد اسبهای پونی پا نگذاری!