der Botengang
پیغامبری، رفت و آمد برای رساندن پیام
Beispiele
- Chopin war daran gewöhnt, daß Sophie gefährliche ''Botengänge'' für mich machte, was er schweigend mißbilligte.شوپن عادت داشت که سوفی کارهای پیغامبری خطرناکی را برای من انجام دهد، که او با سکوت آن را تایید نمیکرد.