die Botmäßigkeit

Aussprache: /ˈboːtˌmɛːsɪçˌkaɪ̯t/
Worttrennung: Bot·mä·ßig·keit
اسم

فرمانبرداری، اطاعت، وابستگی

Bedeutungen

1

وضعیت یا عمل فرمانبرداری، اطاعت یا تابع بودن نسبت به یک قدرت، حاکم یا قانون؛ وابستگی سیاسی یا اجتماعی.

  • Die Botmäßigkeit gegenüber dem König war Pflicht.فرمانبرداری از پادشاه وظیفه بود.
  • Die Botmäßigkeit der Kolonien endete mit der Unabhängigkeit.وابستگی مستعمرات با استقلال پایان یافت.
  • Er lebte in völliger Botmäßigkeit gegenüber seinem Vater.او در اطاعت کامل از پدرش زندگی می‌کرد.