der Bowdenzug

Aussprache: /ˈboːdn̩ˌtsuːk/
Worttrennung: Bow·den·zug
اسم

کابل بوودن، سیم ترمز

Bedeutungen

1

یک کابل فلزی انعطاف‌پذیر که درون یک پوشش محافظ قرار گرفته و برای انتقال نیرو یا حرکت، مانند ترمز دوچرخه یا کلاچ موتورسیکلت، استفاده می‌شود.

  • Der Bowdenzug für die Bremse meines Fahrrads ist gerissen.سیم ترمز دوچرخه‌ام پاره شده است.
  • Ein Mechaniker muss den Bowdenzug wechseln.یک مکانیک باید کابل بوودن را عوض کند.
  • Die Schaltung funktioniert nicht mehr richtig, weil der Bowdenzug klemmt.دنده دیگر به درستی کار نمی‌کند چون کابل بوودن گیر کرده است.