der Brätling

Aussprache: /ˈbrɛːtlɪŋ/
Worttrennung: Brät·ling
اسم

نوعی قارچ خوراکی (قارچ شیری)

Bedeutungen

1

نام عمومی برای انواع قارچ‌های خوراکی که شیره شیری رنگی از خود تراوش می‌کنند، به ویژه گونه‌هایی از جنس Lactarius.

  • Der Pilzsammler fand mehrere große Brätlinge im Wald.قارچ‌چین چندین قارچ شیری بزرگ در جنگل پیدا کرد.
  • Diese Brätlinge sind roh nicht genießbar, müssen aber gekocht werden.این قارچ‌های شیری خام قابل خوردن نیستند، اما باید پخته شوند.
  • Der Geschmack des Brätlings ist leicht pfeffrig.طعم قارچ شیری کمی فلفلی است.