die Braut
عروس، نامزد (زن)
Bedeutungen
1
زنی که در شرف ازدواج است یا به تازگی ازدواج کرده است؛ عروس.
- Die Braut trug ein wunderschönes weißes Kleid.عروس لباس سفید زیبایی پوشیده بود.
- Der Bräutigam holte seine Braut von zu Hause ab.داماد عروس را از خانه آورد.
- Alle wünschten der Braut und dem Bräutigam alles Gute.همه برای عروس و داماد آرزوی خوشبختی کردند.
2
به طور سنتی، زنی که نامزد کرده و در انتظار ازدواج است؛ نامزد (زن).
- Sie ist seit einem Jahr die Braut meines Bruders.او یک سال است که نامزد برادر من است.
- Die Braut plant die Details der Hochzeitsfeier.نامزد جزئیات جشن عروسی را برنامهریزی میکند.
- Er hat seiner Braut einen Verlobungsring geschenkt.او به نامزد خود انگشتر نامزدی هدیه داده است.