die Braut

Aussprache: /bʁaʊ̯t/
Worttrennung: Braut
اسم

عروس، نامزد (زن)

Bedeutungen

1

زنی که در شرف ازدواج است یا به تازگی ازدواج کرده است؛ عروس.

  • Die Braut trug ein wunderschönes weißes Kleid.عروس لباس سفید زیبایی پوشیده بود.
  • Der Bräutigam holte seine Braut von zu Hause ab.داماد عروس را از خانه آورد.
  • Alle wünschten der Braut und dem Bräutigam alles Gute.همه برای عروس و داماد آرزوی خوشبختی کردند.
2

به طور سنتی، زنی که نامزد کرده و در انتظار ازدواج است؛ نامزد (زن).

  • Sie ist seit einem Jahr die Braut meines Bruders.او یک سال است که نامزد برادر من است.
  • Die Braut plant die Details der Hochzeitsfeier.نامزد جزئیات جشن عروسی را برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Er hat seiner Braut einen Verlobungsring geschenkt.او به نامزد خود انگشتر نامزدی هدیه داده است.