der Bräutigam
داماد، نامزد (مرد)
Bedeutungen
1
مردی که به زودی ازدواج میکند یا تازه ازدواج کرده است؛ داماد.
- Der Bräutigam wartete nervös am Altar auf seine Braut.داماد با اضطراب در محراب منتظر عروسش بود.
- Alle Gäste wünschten dem glücklichen Bräutigam alles Gute.همه مهمانان برای داماد خوشبخت آرزوی بهترینها را داشتند.
- Der Bräutigam trug einen eleganten schwarzen Anzug.داماد یک کت و شلوار مشکی شیک پوشیده بود.