der Bräutigam

Aussprache: /ˈbʁɔɪ̯tɪɡam/
Worttrennung: Bräu·ti·gam
اسم

داماد، نامزد (مرد)

Bedeutungen

1

مردی که به زودی ازدواج می‌کند یا تازه ازدواج کرده است؛ داماد.

  • Der Bräutigam wartete nervös am Altar auf seine Braut.داماد با اضطراب در محراب منتظر عروسش بود.
  • Alle Gäste wünschten dem glücklichen Bräutigam alles Gute.همه مهمانان برای داماد خوشبخت آرزوی بهترین‌ها را داشتند.
  • Der Bräutigam trug einen eleganten schwarzen Anzug.داماد یک کت و شلوار مشکی شیک پوشیده بود.