die Brücke ohne Wiederkehr
پل بدون بازگشت
Bedeutungen
1
اصطلاحی که به موقعیتی اشاره دارد که پس از عبور از آن، بازگشت به وضعیت قبلی غیرممکن یا بسیار دشوار است؛ اغلب در معنای استعاری به کار میرود.
- Nachdem er seine Stelle gekündigt hatte, erkannte er, dass dies eine Brücke ohne Wiederkehr war.پس از اینکه شغلش را رها کرد، متوجه شد که این یک پل بدون بازگشت بود.
- Die Entscheidung, die Firma zu verlassen, war für ihn wie eine Brücke ohne Wiederkehr.تصمیم به ترک شرکت، برای او مانند یک پل بدون بازگشت بود.
- Diese wissenschaftliche Entdeckung hat eine Brücke ohne Wiederkehr in unserem Verständnis des Universums geschlagen.این کشف علمی، پلی بدون بازگشت در درک ما از جهان ایجاد کرده است.